بلاگ ستاره

نشر دانش،انتقال تجربه،بیان دیدگاه و اطلاع رسانی

زیبایی عشق

بسم الله الرحمن الرحیم

به نام خداوند بخشنده مهربان

والعصر

قسم به عصر

ان انسان لفی خسر

که همه انسان ها در ضرر و زیان اند

الا الذین آمنو و عملوا الصالحات و تواصعوا بالحق و تواصعوا بالصبر

مگر کسانی که ایمان آورده، و اعمال صالح انجام داده‏اند و یکدیگر را به حق سفارش کرده، و یکدیگر را به شکیبائی و استقامت توصیه نمود

 

امشب شب شام غریبان است امشب کاروان بازمانده از ذوب در عشق  با اندوه بسیار فراوان در غل و زنجیر به طرف شام حرکت می کنند امشب کودکان بی بابا شدند زنها بی شوهر شدند خواهرها بی برادر شدند بی آبی و خستگی امان ها بریده اما راه همچنان ادامه دارد

مسیر به سمت یزید است اسیران خوارج را پیش یزید خلیفه بر حق مسلمانان می برند یزید منتظر خوارج است تا بگوید دیدید وقتی سرکشی کردید چطور خوار و خفیف شدید؟ چگونه عذاب دیدید ؟ چگونه درد و رنج کشیدید؟ اینها همه بخاطر سرکشی و عدم بیعت  با خلفیه بر حق مسلمین و مسلمات بود 

اما آن شیر خواهر آن دختر شیر خدا عشق را نشانشان می دهد

ما رایت الا جمیلا

چیزی جز زیبایی ندیدم

یعنی عشق با هر چه در راهش است زیباست

 

 

ای خدا یک دعایی دارم

عشق و مظهر عشق و زیبایی عشق را دیدم

کرمی فرما و ما را در مسیر عشق قرار بده تا ابد

 

 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰

عشق

بسم رب شهدا و صدیقین

بنام مربی و پرورش دهنده کسانی که جز راست نمی گویند و جز حق چیزی نمی خواهد و در راهش جان می فشانند و شهید میشوند

به نام  عشق مولا و سرور شهدا ، حسین (ع)

امشب شب عاشورای حسینی است

 

حرفی ندارم اما

ای کاش امشب

 این شب تاریک ،سپیده صبح نمی شد

و صبح، ظهر نمی شد

 

و ای کاش

مولا حسین را درک کنیم و در راهش بمانیم تا ابد 

و قدمان محکم و ثابت و صادق در راهش باشد

 

و ای کاش

 هر چه می خواسته می کردیم و هر چه نمی خواسته به خاطر گل رویش نمی کردیم

 

و ای کاش گوشه چشمی به روی سیاه ما بیندازد

آمین ، یا رب العلمین

 

موفق و موید باشید

در پناه حق

موافقین ۱ مخالفین ۰

مظهر عشق

بسم الله الرحمن الرحیم

امشب ، شب تاسوعای حسینی است

باید پرسید فردا چرا و چگونه آن همه وقایع در دشت نینوا رخ داد  باید پرسید چرا من نمی توانم جای  حضرت ابوالفضل (ع) باشم ؟ و اصلا چرا او عملکرد ما فوق بشر دارد؟

آری این روش برخورد  جزء برترین روش هاست

چرا عباس در سن جوانی چنان تاریخ را رقم می زد که بعد از سالیان دراز همچنان عملکردش مورد توجه همگان است؟

جواب همه ی سئوال ها در عشق نهفته زیرا عشق به او حرکت داده است و آن کرده که هیچ کس نکرده

آقا عباس یار و مولایش حسین (ع) است ولی عاشق مولا حسین (ع) نیست بلکه عاشق اهداف مولایش حسین (ع) است

مولا حسین برادر و یاوری همچون آقا عباس را در دشت نینوا از دست می دهد . آن ماه طایفه فرزندان هاشم را  با آن همه مصیبت تازه خم ابرو کج نمی کند و همچنان حسین وارانه عمل میکند زیرا برادر ماهش در عشق فنا شده است

حسین چنان جانانه با عشق رفتار می کند که گویا شش دنگ عشق را خریده است

و همین میشود دلیل نام حسین بر سر در عشق

و حسین تمامی وجود روح و جسم خود را اکسیر عشق می کند تا همگان او بنگرند و عشق را با نام او معنی کنند

عشق بدون حسین بن علی بن الطالب نمونه ی بارز و حقیقی در صفحه ی هستی ندارد و اگر هم دارد اقل  او و با رخصت و نصرت اوست

و حسین به ما می آموزد مشق عشق را و این عشق کیمیایی خالص است که حد و مرز ندارد و هر کس به سهم خویش از دریای بی حد و بی کران عشق حسین برداشت می کند و معنای عشق را می فهمد

 

به نام نامی عشق

به نام او که هست در ضمیرم

به نام عشــــــــــق حسیــــــــــــــنم

 

موفق و موید باشید

در پناه حق

 

موافقین ۰ مخالفین ۰

کالبدشکافی عشق

به نام عشق
 

عشق واژه ای است که تعریف آنچنانی ندارد معنی این حرف این است که برای مثال وقتی می گوییم کیف!، در ذهن مخاطب کیف های متعددی تداعی میشود ، مثل کیف مدرسه یا کیف پول یا ...

یا همان کیف مدرسه انواع و اقسامی دارد مردانه یا زنانه ،دبستانی یا دبیرستانی ، کوله یا دستی ،چرمی یا کتان و.... اما همین واژه کیف که اسمی عام محسوب میشود در هنگام استعمال آن در جمله با قرینه های آن و مکان و زمان خاص و شناخت گوینده و... کلیتی از آن مفهوم تبیین میشود

حال به سراغ واژه آشنای غریب ، یعنی عشق برویم

عشق را با بعضی از جمله های فلانی به خدا عشق دارد فلانی به دختر همسایه عشق دارد فلانی به فلان علم یا کار عشق دارد و ... آشنا هستیم اما تفاوت اصلی در کلمه ی عام عشق و کیف درآن است که باید کیف را ببینیم تا بشناسیم اما عشق را باید درک کنیم. آری شاید با دیدن فاعلان و مفعولان به یک سری اطلاعات برسیم و بتوانیم از نگاه سوم شخص به آن بپردازیم که این نگاه بسیار ارزنده است در این نوشتار قصد آن دارم تا کمی در مورد خود عشق بگویم و بگویم که چرا شخصی عاشق میشود و ماهیت عشق را بشکافم همانظور که اتم را در کتاب شیمی می شکافند

میدانید که برای شارش بار الکتریکی در مدار به اختلاف پتانسیل بین دو نقطه نیاز است

میدانید که  برای شارش آب در رود به اختلاف پتانسیل گرانشی بین دو نقطه نیاز است

همانظور که در تعریف مبتدیانه ی فیزیک در مورد وقایای فیزیکی بحث شد به کلمه ی آشنای اختلاف می رسیم .

 

آری عشق از اختلاف پدید می آید . سرچشمه ی عشق اختلاف است

ما عاشق کسانی میشویم که در اختلاف ما و آنها در  هدف مشترک زیاد باشد آری این همان عشق است البته به دلیل بعضی از موارد مانند کبر ، غرور و عجب و حیا و ترس و لرز و... از آن واهمه یا فراری هسیتم

اما اگر هدف روشن باشد و معشوق در مسیر هدف و نزدیکی با آن باشد چه بسا مواری که بیان گردید از روح و روان زایل شود

ما نباید معشوق را هدف تلقی کنیم بلکه او جزئی از هدف است آنکه گویند هدف من معشوق است و بس ونخواهیم جز او و آن چیز و کس این است همان هوی و هوس

هوی و هوس دو کلمه آشنا هستند که به قرین هم به کار میروند برای خیلی ها قابل درک است یعنی لحظه ای بود و بودیم لحظه ای دگر اگر باشد هوی را به معنی آرزو و امل معنی میکنیم

 

ادامه دارد....

موفق و موید باشید

در پناه حق

 

 

موافقین ۰ مخالفین ۰

دیدگاه هایی در مورد شناخت حق و باطل

هوالحق

 

هدف : حرفی در پایان شنیدن کتاب قلعه حیوانات اثر جورج اورول(نقد و تائید نیست)

  و بیان خاطره‌ای که در پایان ذکر کرده‌ام

برای آشنایی بیشتر با این کتاب به این لینک مراجعه کنید

و برای نقد و بررسی این کتاب به این لینک مراجعه کنید

و برای دانلود پی دی اف کتاب به این لینک مراجعه کنید

و برای دانلود فایل صوتی این کتاب به این لینک مراجعه کنید

و برای دانلود فایل ویدویی این کتاب به این لینک مراجعه کنید

 

حق : راست ، واقعیت داشتن ، هدفمند بودن

باطل:دروغ ، واقعیت ندانشتن ، غیر هدفمند بودن

بیشتر منظور ما در اینجا حقوق افراد جامعه است

حقوقی که بین همه انسان‌ها یکسان و برابر باشد نه کسی بر ما ظلم کند و نه ما بر کسی

راه‌های صحیح رسیدن به حق و باطل در مورد چیزی : ابتدا  تجربه و تدبر(تهیه مواد خام که فکر به آن‌ها نیاز دارد) می‌کنیم( از حس‌های پنج‌گانه) دریافت و بدون نتیجه گیری قبلی و با فکری آزاد (تنها به فکر منافع خود نباشیم ، به فکر آرزوها و خواسته‌های باطنی همچون قدرت ،شهوت و ترس و ... نباشیم به فکر آبرو یا هر چیزی که در فکر ما اثر می‌گذارد نباشیم)(منافع ما با منافع دیگران مساوی است   و ضرر دیگران ضرر ما است)

مثال علمی :قطب نما برای اینکه درست کار کند باید اطرافش آهن نباشد وگرنه جهت را اشتباه نشان می‌دهد و ما را به بیراهه‌امی برد

مثال درونی : من (نویسنده) بد هستم و به دیگران ضرر(مالی ،جانی و ...) می‌رسانم اما به شما (خواننده) نه تنها ضرر نمی‌رسانم بلکه به شما سود(مالی ،جانی و ...)  می‌بخشم حال من خوب هستم یا بد؟ اگر جواب شما خوب است لطفاً ادامه متن را نخوانید!

خوب اگر ما خودمان را جای کسانی بگذاریم که من(نویسنده) بهشان ضرر می‌رسانم حالا چه طور؟ من خوب هستم یا بد؟؟؟؟

 با تفکر  به شناخت(معرفت) هایی می‌رسیم   و شناخت های خود را با نقد و سنجش (تعقل) و با قوانینی متناسب با شناخت در آمیخته و حاصل را به احساسات  (ناراحتی ، خوشحالی و تعصبی و غیره ) در می‌آمیزیم و به سپس به روی تصمیم و هدف زوم می‌شویم تا عملی شود البته با (فکر و احساسات)

بسیار توجه کنید که نباید احساسات غلبه بر نیروی عقل و اختیار بکند احساسات ریل حرکت ما و عقل راننده ما باشد

لازم به ذکر است که بعضی احساسات در برابر حق و باطل در درون همه آدم‌ها یکسان است مثلاً دو رویی و دروغ که خود باطل هستند  بر هیچ انسانی قابل قبول نیست (حتماً امتحان کنید مثال : رمان (قلعه حیوانات) سئولی که در پایان رمان باید از خود بپرسید این است که رمان (قلعه حیوانات) چه تأثیراتی بر من گذاشته است؟!

 

و اما خاطره:

فردی نسبتاً آشنا به اسلام و قران و اهل عمل  و متفکر و به اصطلاح از نوع روشن اما  با تدبری شتاب زده گفت: حضرت علی را بعد فوت پیامبر حقش را ندادند و به سه خلیفه دیگر دادند و با او بیعت کردند در آخر سر هم خودشان خلیفه سوم را کشتند و با زور برگشتند  و علی را به خلافت رساندند (لطفاً برای کسب اطلاعات بیشتر و  صحت و سقم مطالب  در این حوزه تحقیق و تدبر کنید )!!!(لازم به ذکر است این گفته‌های فردی نسبتاً .... است و نویسنده آن‌ها را تائید و رد نمی‌کند)

 سال 1388 بعد از انتخابات ریاست جمهوری و ماجراهایش که منجر به حبس چند تن از نامزدها و.... شد

بعد از 4 سال همان‌هایی که فرمان حبس صادر کرده بودند گفتند خلاف‌کارها توبه کنند (رسمی نه دلی !) و به صحنه برگردند برای مقاصد سیاسی صادر کنندگان حکم !!! ( مثلا شرکت حداکثری مردم)!!! (لطفاً برای کسب اطلاعات بیشتر در این حوزه تحقیق کنید )(لازم به ذکر است این گفته‌های فردی نسبتاً .... است و نویسنده آن‌ها را تائید و رد نمی‌کند)

بنده به او گفتم : شاید حبس و غیره کار باطل و اشتباهی بود ولی شما که حضرت علی را با این‌ها مقایسه می‌کنی ، در این لحظه گفت: مقایسه من فقط سیاسی بود منظورم کلی نبود گفتم می‌دانم فقط شما احتمالاً یادتان رفته که:

حضرت  از حق خود گذشت و  25 سال در خانه ماند و سکوت اختیار کرد تا  اختلاف و درگیری بین شیعه و سنی (مسلمانان ) که پیامبر 23 سال زحمتش را کشیده بود در نگیرد (لطفاً برای کسب اطلاعات بیشتر در این حوزه تحقیق کنید)

 

اما خلاف‌کار های امروز! در همان روز انتخابات، یعنی قبل از شمارش آرا  هشدارهایی دادند و بعد از آن... اموال عمومی را ... آتش کشیدند

و ...

شهر را ملتهب و ده‌ها تن یاران از خود کشته به دست دیگران و یا خود کشتند  و خیلی از مردم و یا نیروهای حکومتی و لباس شخصی و معترضین خود را کشتند

(لطفاً برای کسب اطلاعات بیشتر در این حوزه تحقیق کنید )!!!

در این لحظه بود که فهمید تدبری(کسب مواد فکری) اشتباهی انجام داده است و تصمیمی باطل در مورد تعقلش (مقایسه و نقد)  فقط همین.

 

نتیجه گیری و حرف پایانی:

پس ما باید تصمیمات خودمان با  نهایت دقت بگیریم حتی کوچک‌ترین اشتباه در پروسه تشخیص حق و باطل سرنوشت ما را عوض می‌کند (دنیا و آخرت)

به نظر من انسان‌ها باید نظرات خودشان را هر چند که به آن خیلی خیلی خیلی پایبند هستند و دلیل‌های زیادی برای تصمیم خود دارند از نظر خود را فراموش کنند و دوباره راه  تشخیص را از سر بگیرند به خصوص در مرحله تدبر واقعاً تدبر کنند برای تمرین می‌توانند هر روز از خود بپرسند آیا این کار من درست است ؟ واقعاً صحیح‌ترین راه است؟....

و در قران مسلمانان آمده که پروردگار به انسان‌ها وسیله تشخیص می‌دهد که فرقان نام دارد فرقان از راه تقوا به دست می‌آید البته اگر بخواهد و بخواهد.

(بخواهد اولی که منظور خود ما هستیم  برای مثال افرادی به حق می‌رسند ولی منافعشان نمی‌گذارد که این کفر است و بخواهد دومی یعنی پروردگار بخواهد)

مثلاً آدم با تقوا میل‌های نفسانی کمتری دارد می‌توانند تصمیم‌های صحیح و درست بگیرد. همان طور که شما دارید (اگر نداشتید ادامه متن را نمی‌خواندید!!)

 

موفق و موید باشید

در پناه حق

 

موافقین ۲ مخالفین ۰

چگونه بدون مدرک از علوم رایانه کسب درآمد کنیم؟

بسمه تعالی

 

علوم رایانه به طور کلی به دو دسته نرم افزار و سخت افزار تقسیم می شوند که با همین عناوین نیز گرایش هایی در مقطع کارشناسی وجود دارد

 

شما با توجه به شرایط خودتان می توانید یکی از این رشته ها را بدون مدرک یاد بگیرید و به کسب در آمدی متناسب به تلاش و کوششتان به دست بیاورید:

رشته هایی که نیاز به یاد گیری زیادی  دارند:

برنامه نویسی سایت و برنامه (ترجیحا سایت)، کار با سرور وشبکه ، تعمیر نرم افزاری کامیپوتر،کار های گرافیکی و خدماتی (تایپ و کپی و ...)، و...

 

رشته هایی که به سرمایه نیاز دارند:


فروش و نمایندگی قطعات کامپیوتر، لپ تاپ ،لوازم جانبی و فروش سی دی و نرم افزار و نمایندگی شرکت های پخش و ثبت شرکت ISP و فروش اینترنت ،تاسیس و مدیرت کافی نت و گیم نت

موفق و موید باشید

در پناه حق

۱ نظر موافقین ۰ مخالفین ۰

تعلیم و تعلّم الزامى است

قال امیر المومنین مولای متقیان ، على  (علیه السلام):

«ما اَخَذَ اللهُ عَلى اَهْلِ الْجَهْلِ اَنْ یَتَعَلَّمُوا، حَتّى اَخَذَ عَلى اَهْلِ الْعِلْمِ اَنْ یُعَلِّمُوا»;
«خداوند از جاهلان و افراد نادان پیمان یادگیرى نگرفت، مگر آن دم که از دانایان و دانشمندان پیمان گرفت که آن ها را تعلیم دهند»(1)
.

شرح و تفسیر

دو برنامه مهمّ و مسلّم در اسلام وجود دارد که اجراى آن ضامن سلامت جامعه و سعادت مردم در دنیا و آخرت در تمام جهات زندگى است. آن دو عبارتند از:

1ـ ارشاد ناآگاهان 2ـ امر به معروف و نهى از منکر.


تفاوت این دو در این است که در اوّلى شخصى که مرتکب خلاف مى شود نمى داند و تخلّف مى کند، بر اثر جهل و ناآگاهى دست به کار خلاف مى زند; ولى در دومى دانسته مرتکب خلاف و منکر مى شود و یا از انجام معروف دست مى کشد.
بدون شک پیاده کردن این دو برنامه اساسى و مهمّ، که از وظایف انبیا و اولیا بلکه به اعتبارى از وظایف خداوند است، ثمرات و آثار بزرگى به دنبال خواهد داشت و جامعه را احیاء و زنده مى کند. مبلّغان دینى و کسانى که عهده دار هدایت مردم هستند نباید از هیچ یک از این دو برنامه غافل شوند و هر کدام را با شرایط و ویژگى هاى خاصّ خود انجام دهند.
نکته جالبى که از حدیث فوق استفاده مى شود این که به همان نسبت که نادانان و ناآگاهان در برابر اعمال خویش مسؤولند و باید به دنبال فراگیرى علم بروند، دانشمندان و دانایان نیز در برابر اعمال آن ها مسؤولند، بلکه شاید مسؤولیّت آن ها بیش تر باشد! بدین جهت خداوند از نادانان پیمان تعلیم گرفتن و از دانایان پیمان تعلیم دادن گرفته است

1. نهج البلاغه، کلمات قصار، شماره 478.

منبع: ;کتاب 110 سرمشق از سخنان حضرت على (ع)

موافقین ۰ مخالفین ۰

دیدگاه هایی در مورد نحوه یادگیری علوم

به نام عالم عالم


مرغابی می گوید مرا بنگرید که توانایی شنا در آّب و پرواز در آسمان را دارم
 این خوب نیست زیرا این پرنده با اینکه دو کار می کند ولی در هیچ کدام حرفه ای یا به عبارت دیگر زبانزد نیست مثل عقاب که به سلطان آسمان  و شیر که به سلطان جنگل بودن معروف است
مفهوم این داستان برای محصلین عزیز یعنی:
یک دکترا از یک رشته بهتر از دو لیسانس از دو رشته

و اما نظر و خاظره من:

من در راهنمایی و درس زبان انگلیسی  معلمی داشتم که دو عدد مدرک فوق لیسانس ادبیات فارسی و انگلیسی داشت
خوب همانطور میدانید هر کسی به این موففقیت نمی رسد و آن کس باید ویژگی هایی داشته باشد که من چندین ویژگی های معلم خودم را می گویم

ایشان چهره ای خندان و شاد داشتند که همیشه برای ما قصه ، لطیفه و ... در زمان اوقات فراغت تعریف میکردند
دارای سنی حدود سی و اندی  سال که فکر کنم از اول 7 سالگی تا ان وقت همیشه محصل بوده اند
دارای نظم همیشگی در کلاس
نماز اول وقت
پشتکار قوی در کارها
متواضع
خلاق
و ده ها صفت خوب دیگر

ایشان یکبار و آن هم در سال سوم به ما گفتند یک نصیحتی به شما می کنم که می دانم انجام نمی دهید، اگر خداوند در وجود شما به طور مثال تا اندازه لیسانس برق الکرونیک استعداد قرار داده است شما با نماز اول وقت می توانید آن را به فوق لیسانس برسانید

و ایشان در کنکور رتبه دو رقمی بدست آورده اند ودر پاسخ سئوالی در مورد انتخاب رشته انگلیسی و انتخاب نکردن رشته پر درآمد حقوق گفتند علاقه ای نداشتم

و نکته ی آخر ما بعد از 1.5 سال فهمیدیم که یکی از شاگردان خواهر زاده اش است که این بیانگر عدم پارتی بازی در نحوه صدا زدن و برخورد ایشان با خویشاوندان و عدالت ایشان در کلاس است

و نظرم

به نظرم انسان بایدعلم را اینگونه  یاد بگیرد

1-رشته ای که علاقه دارد به صورت تخصصی و تا جایی می تواند و میخواهد و نیاز است
2-دانستن علوم عمومی از تمامی رشته ها تا جایی که نیاز دارد و خواهد داشت

 

 

موفق و موید باشید

در پناه حق

موافقین ۱ مخالفین ۰